غزل
بهناز خرّم:
باز من در سخن عشق خطاکارترم
واژه ها را به سرِ دارِ تو ، سر دارترم
خبرت نیست که در دادگه عشق چرا
از سر هجر تو مشتاق و پُر اسرار ترم
مستی من همه از چشم فریبای تو بود
که در این مئ زده گی از همه دلدارترم
تب عشق است و جنون باز به سر منزل تو
اشک ریزان همه گفتند که بیمارترم
باز شعر دل من پُر شده از شرح غمت
اشک لغزید و دلم گفت سبکبارترم
باز خرّم چه فغان می کنی از پنجه ی غم
داغ عشق است و بگوید که سزاوارترم...خرّم
برچسبها:
غزل
مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب