دلنوشته های بهناز خّرم

داستان طوطی اثر سوزانا تامارو

نامه‌ای به داستان «طوطی» – سوزانا تامارو

سلام سوزانا تامارو

کتاب «طوطی» تو را خواندم؛ روایتی آرام اما عمیق از زنی تنها که در دل روزمرگی، ناگهان با موجودی کوچک روبه‌رو می‌شود و زندگی‌اش مسیر دیگری پیدا می‌کند.

آنسلما، زنی که در آغاز داستان در سکوت و سردی درونی زندگی می‌کرد، با ورود لوئیزیتو دوباره شروع به احساس کردن می‌کند. حضور این طوطی، آرام‌آرام یخ درونش را می‌شکند و او را به گریه می‌اندازد؛ گریه‌ای که نه نشانه‌ی ضعف، بلکه نشانه‌ی بازگشت به زندگی است.

لوئیزیتو برای او فقط یک حیوان نیست؛ بهانه‌ای است برای بیدار شدن دوباره‌ی قلبی که مدت‌ها خاموش مانده بود. در مراقبت از او، آنسلما یاد می‌گیرد که چگونه دوباره مراقب خودش باشد.

اما این پیوند ساده نمی‌ماند. در دل زندگی اجتماعی و یک مهمانی، این رابطه از او گرفته می‌شود و جدایی، زن را دوباره با فقدان روبه‌رو می‌کند؛ اما این‌بار او دیگر همان زن آغاز داستان نیست.

در ادامه، سفر با قطار برای دیدن دوباره‌ی لوئیزیتو آغاز می‌شود. اما این سفر فقط عبور از مسیرها نیست؛ سفری است به درون انسان. هر ایستگاه، خاطره‌ای را بیدار می‌کند و هر حرکت، او را به لایه‌ای عمیق‌تر از خود نزدیک‌تر می‌سازد.

در طول این مسیر، لوئیزیتو نیز در ذهن او فقط یک موجود بیرونی نیست. گاهی آرام است، گاهی بی‌قرار، و در ناتوانی و رنج، آینه‌ای می‌شود از وضعیت درونی انسان‌ها. حتی لحظه‌ای که از «مرگ با عزت» سخن گفته می‌شود، دیگر فقط درباره‌ی یک موجود زنده نیست؛ درباره‌ی پذیرش رنج، پایان و معنای زندگی است.

و در پایان، آنچه باقی می‌ماند صرفاً یک رابطه‌ی از دست‌رفته نیست، بلکه یک تحول درونی است. آنسلما دیگر همان زن خاموش ابتدای داستان نیست. او از دل فقدان، به آگاهی رسیده است؛ آگاهی‌ای که شاید مهم‌تر از خودِ داشتن یا نداشتن لوئیزیتو باشد.

با سپاس از قلمی که سکوت را به زبان احساس تبدیل می‌کند

#خرّم

:::

برچسب‌ها: جمع بندی کتاب
بهناز خرّم چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۵ 10:46
درباره من
دلنوشته های بهناز خّرم مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب
تحلیل و پیشنهاد کتاب
داستان و مقاله
سفرنامه
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

https://https://www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180
© دلنوشته های بهناز خّرم