جمع بندی کتاب طوبی و معنای شب p2
حال و هوای کتاب «طوبی و معنای شب» ـ قسمت دوم
در ادامه خواندن رمان «طوبی و معنای شب»، بیشتر احساس کردم که شهرنوش پارسیپور شخصیتهایش را میان دو جهان حرکت میدهد؛ گاهی آنان را به آسمان خیال و شکوه میبرد و گاهی به سختترین لایههای واقعیت زندگی فرود میآورد.
طوبی، دختری زیبا و سادهدل، در آغاز در هالهای از آرزوها و تصورهای مقدس زندگی میکند. حتی مفهوم مادر شدن برای او رنگی از تقدس دارد؛ گویی داشتن فرزندی چون مریم مقدس، آرزویی فراتر از یک تجربه انسانی است. اما کمکم زندگی واقعی، با همه پیچیدگیها و تلخیهایش، او را از دایره این اوهام بیرون میآورد و با حقیقت روبهرو میکند.
شاید یکی از هدفهای شهرنوش پارسیپور همین باشد؛ بیرون آوردن انسان از هالههای ساختهشده و نشان دادن او در قامت یک موجود واقعی؛ انسانی با خواستهها، ضعفها، اشتباهات و تجربههای زمینی.
اما این فرودها گاهی بسیار سریع اتفاق میافتند. طوبی از فضای مهمانیها، جشنها، تئاتر، شراب و دنیای پرزرقوبرق شاهزادگان، ناگهان وارد جهانی دیگر میشود؛ جهانی که در آن باید رفتارهای عجیب خاله را تحمل کند، پشت دار قالی بنشیند و حتی برای گذران زندگی، اتاقهای خانهاش را اجاره دهد.
این تضاد میان شکوه و فروپاشی، یکی از ویژگیهای برجسته روایت پارسیپور است. او شخصیتهایش را گاه تا اوج خیال بالا میبرد و گاه در عمق زندگی روزمره و سختیهای آن رها میکند.
از سوی دیگر، زندگی شخصی طوبی در بستر جامعهای روایت میشود که خود گرفتار بحرانهای بزرگ است؛ قحطی، کمبود آب، آشفتگیهای سیاسی و نفوذ بیگانگان. گاهی این حجم از نابسامانیها در صفحات کوتاه، برای خواننده این پرسش را ایجاد میکند که آیا این همه تحول را میتوان در چنین فاصلهای کوتاه به تصویر کشید؟
با این حال، شاید پارسیپور بیش از آنکه قصد گزارش تاریخ داشته باشد، میخواهد حس فروپاشی یک جهان و تغییر سرنوشت انسانها را نشان دهد.
«طوبی و معنای شب» برای من کتابی است که نمیتوان فقط دوستش داشت یا فقط نقدش کرد؛ کتابی است که خواننده را مدام میان تحسین و پرسش نگه میدارد. گاهی آدم را با خود به آسمان میبرد و گاهی ناگهان به زمین واقعیت بازمیگرداند.
خرّم
ادامه دارد…
مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب