کتاب استخوان های قلب نوشته ی کالین هوور
کتاب استخوانهای قلب
نوشته ی کالین هوور
من این کتاب رو دیشب تا دیر وقت شنیدم
شخصیت پردازی جالبی داشت و نویسنده توانسته بود خواننده را به دنبال صفحات و اتفاقات پیش ببرد
داستان با تم غم انگیز دختر جوانی که زندگی سختی را می گذراند شروع میشود
این در حالی ست که مادری معتاد پدری دور از خانه و اوضاع اقتصادی بدی بر زندگیشان حکم فرماست
مادر در اثر استفاده از مواد مخدر میمیرد و دختر مجبور به پیدا کردن پدری میشود که سالها از او دور بوده
اوضاع مادی پدر جفت و جور است و ازدواج دومی داشته و فرزند دختر دیگری
شرایط برای شخصیت داستان ما عوض میشود
مطالبی که برام جذاب بود
کنار آمدن با شرایط سخت ، گرسنگی ، و کمک کردن به مادری که احساس مسئولیتی ندارد
یه رشته ی مذهبی در قلب روحش با تصویر مادر ترزا در جریان است
بِیا ، شخصیت داستان ما ،در عین اینکه در فقر دست و پا می زند و نسبت به مردهای اطرافش بد بین و احتیاط کار است دارای شخصیتی تحسین بر انگیز است
او بورس تحصیلی می گیرد و حاضر نیست از پدر و مادر خود کمکی دریافت کند
از قسمت های آشنایی خواننده با شخصیت ها که بگذاریم می رسیم به
صفحات معاشقه ی بِیا با سامسون که فکر می کنم نویسنده اغراق بی اندازه ای کردند
متاسفانه این اغراق تا پایان داستان پیش رفته
بِیا جفت روحی خودش را پیدا می کند جفت روحی که دقیقا سختی ها و مصیبت های مشابه دارند و پایان داستان با آزادی سامسون و تمام کردن دانشگاه بِیا ، تکمیل میشود
نویسنده در چند جای داستان بر نواقص و ایرادهای قوانین و ظالمانه بودن آن اشاره کرده است....#خرّم
مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب