دلنوشته های بهناز خّرم

تکه کتاب

وقتی نمی دانی باید ببینی این ندانی را، آگاه باشی به این ندانستن . با ندانستن خو نباید کرد . وانمود به دانستن، سد پیش فهم بستن هست . وانمود به دانستن ، و نادانسته را درست شمردن ، و نقش و زیور معلمی به خود بستن ، آن هم برای دانشی که نداری ، هر چند راضی کننده ی نفس و غرور خام تو باشد اما چیزی نمی سازد الا تباهی عمر و فساد فرصت و بیهوده کردن نفس کشیدن هایت . وقتی نمی دانی اما به خود بگویی که می دانی خود را خر کرده ای .پیداست . اما القاء اگر کنی به دیگران که می دانی ، و ادعا کنی که داری به آنها می آموزی ، این دیگر به خود فریب دادن نیست، این خیانت است به آن دیگران دست و پابسته .ارشاد بی آن که خود را به رشد برسانی .
ابراهیم گلستان . نامه به سیمین . بازتاب نگار. صص ۸۹-۹۰

برچسب‌ها: تکه کتاب
بهناز خرّم سه شنبه پنجم دی ۱۴۰۲ 8:37
درباره من
دلنوشته های بهناز خّرم مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب
تحلیل و پیشنهاد کتاب
داستان و مقاله
سفرنامه
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

https://https://www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180
© دلنوشته های بهناز خّرم