اشعار جنجالی
ای دل ترا گر آرزوی بیغمی کند
آن کن تو نیز موسم گل کآدمی کند
دانی که آدمی چه کند وقت نوبهار؟
میخوارگیّ و عاشقی و خرّمی کند
خیزد به بانگ بلبل و خسبد میان گل
با می نشست و خاست بهصد مردمی کند
هر گوشهای که درد دلی سر برآورَد
درمان آن بهشربتی یکدمی کند
زیرا که هم ز باده تواند شدن خراب
بنیاد غم اگرچه بسی محکمی کند
ایناست مختصر: می و معشوقه و سماع
تدبیرِ آنکه او طلبِ بیغمی کند.
کمال الدین اسماعیلی
برچسبها:
اشعار جنجالی
مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب