دلنوشته های بهناز خّرم

اشعار جنجالی

ای دل ترا گر آرزوی بی‌غمی کند
آن کن تو نیز موسم گل کآدمی کند

دانی که آدمی چه کند وقت نوبهار؟
می‌خوارگیّ و عاشقی و خرّمی کند

خیزد به بانگ بلبل و خسبد میان گل
با می نشست و خاست به‌صد مردمی کند

هر گوشه‌ای که درد دلی سر برآورَد
درمان آن به‌شربتی یک‌دمی کند

زیرا که هم ز باده تواند شدن خراب
بنیاد غم اگرچه بسی محکمی کند

این‌است مختصر: می و معشوقه و سماع
تدبیرِ آن‌که او طلبِ بی‌غمی کند.

کمال‌ الدین اسماعیلی

برچسب‌ها: اشعار جنجالی
بهناز خرّم دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ 13:50
درباره من
دلنوشته های بهناز خّرم مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب
تحلیل و پیشنهاد کتاب
داستان و مقاله
سفرنامه
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

https://https://www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180
© دلنوشته های بهناز خّرم