دلنوشته های بهناز خّرم

بیدل دهلوی


*بی‌گمان بیدل گنج ناشناخته ادبیات ایران است.
خیالی دور آمد و نگاهی نازک پیوند، که این‌همه مجاز و ایجاز در بسامد سروده‌هایش تنگنای زبان را در گذر معنا می‌نمایاند.

بیدل را بیشتر دوست بداریم نه از آن دلیل که او طوطی شکرشکن هند است که او تاجبخش سرزمین هنر چکامه و آوایش پارسی ست.

او را دوست بداریم چونان رازی نهفته که از دیگران پنهانش داریم. او ارزش دوست داشتن و زمزمه شدن در خلوت مان را دارد.

اگر چه سخت‌ادراک و دست‌نیافتنی ست اما، ارزش آن‌را دارد که بیشتر زمان برایش بگذاریم تا او نیز، ما را به فراخور حال مان از تنگنای زمانه‌ی تلخ گذر دهد...




نیستی، پیشه‌ کن از عالم پندار برآ
خویش را‌ کم شمر از زحمت بسیار برآ

قلقل ما و منت پر به‌ گلو افتاده‌ست
بشکن شیشه و چون باده به یکبار برآ

تا به‌ کی فرصت دیدار به خوابت‌ گذرد
چون شرر جهد کن و یک مژه بیدار برآ

همه کس آینه‌پردازی عنقا دارد
تو هم از خویش نگردیده نمودار برآ

خودفروشی همه جا تخته نموده‌ست دکان
خواه در خانه‌نشین خواه به بازار برآ

سرسری نیست هوای سر بام تحقیق
ترک دعوی‌ کن و لختی به سردار برآ...


#بیدل_جانان

برچسب‌ها: بیدل
بهناز خرّم یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۲ 2:45
درباره من
دلنوشته های بهناز خّرم مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب
تحلیل و پیشنهاد کتاب
داستان و مقاله
سفرنامه
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

https://https://www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180
© دلنوشته های بهناز خّرم