دل نوشته
باز در گذشته های دور
در زیر و بم ترانه های خاطره انگیزی
آرامشم را گم می کنم
و بارانی از اشک
مهمان آسمان چشمانم میشوند
گله ای ندارم
عمری که بی تو سپری میشود
همان بهتر که روزهایش در انتظارت شب شوند
و گیسوانی که برف غم انگیز پیری را
به آغوش کشیدند
و چشمانی که اشک ریزان
به دلداری دل بی تابم شتافتند
و موفق نشدند.....#خرّم
برچسبها:
دل نوشته
مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب