دلنوشته های بهناز خّرم

نقد داستان  فرخ لقا صدر الدیوان

عشق مهمترین موضوع این داستانه  و البته خیانت که بسیار کمرنگ به نظر می آد
در این داستان دو نفر فرخ لقا رو دوست دارن  یکی فخرالدین و دیگری گلچهره   فخرالدین و فرخ لقا تصمیم می گیرن با هم باشن ولی فخرالدین می میره و فرخ لقا می مونه و خاطراتش. 
فقط کاش نویسنده در مورد آشنایی و ازدواج گلچهره و فرخ لقا  هم می نوشت.
گلچهره  همسر فرخ لقا ست و از موضوع دلدادگی  فرخ لقا با فخرالدین با خبره
پس موضوع  حسادت پیش می آد و نیش زبون های او چون از همه لحاظ فخرالدین از گلچهره سره
جالبه که غیرت در این داستان جایی نداره
موضوع دیگه یائسگی ه  که گلچهره جهت تحقیر همسرش از اون استفاده می کنه.و یه جورایی می خواد به فرخ لقا بگه  دیگه پیر شده و از شور و نشاط افتاده
با تمام این حرفا  گلچهره همچنان فرخ لقا رو دوست داره. به همین دلیل  اون دختر لهستانیه رو فرخ لقا صدا می زده  حالا معلوم نیست ۸ سال جنگی که ازش می گه کدوم جنگه
فرخ لقا  در پایان داستان به نظر از اینکه مورد توجه همسرش واقع بشه شوکه و هراسان می شه  و سبب مرگ گلچهره می شه
جالبه فرخ لقا پس از مرگ گلچهره علاقه داره باغی خریداری کنه  تا با خاطرات فخرالدین  زندگی کنه

فرخ لقا  تمام لحظاتش و با خاطرات فخرالدین می گذرونده

به قول زهرا  آدم و به یاد سال بلوا می اندازه  ولی اون کجا و این کجا    .اونجا از عشق لذت بردم    ولی اینجا نه

#نقد_داستان_فرخ_لقا_صدرالدیوان
#نویسنده_شهرنوش_پارسی

نقد و تحلیل ....بانو برکه

بهناز خرّم پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۱ 2:22
درباره من
دلنوشته های بهناز خّرم مطالب ادبی ، شعر ، دل نوشته و تکه کتاب
تحلیل و پیشنهاد کتاب
داستان و مقاله
سفرنامه
امکانات وبلاگ

آمارگیر وبلاگ

https://https://www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180www.blogfa.com/desktop/SelectTemplate.aspx?t=150055180
© دلنوشته های بهناز خّرم